خانه | بخش گردشگري و GIS&RS | بخش گردشگري  | انتشار : 1395-05-05  11:21:27


 

محـوطه ميراث جهاني چغازنبيل

موقعيت جغرافيايي چغازنبيل: محوطه تاريخي چغازنبيل در خوزستان و در بخش جنوب شرقي شهرستان شوش و بر روي بخشي از امتداد چين خوردگي پـهنه ساختــاري از رشـته كوههـاي زاگـرس (طاقديس سردارآباد) واقع شده است. فاصله اين محوطه از شهرستان شوش در حدود 38 كيلومتر و تا اهواز115 كيلومتر است. وجود تپه ماهورهاي كنگلومرائي در شمال و شمال شرق محوطه كه ارتفاعات منطقه را بوجود آورده‌اند، به همراه دشت فرسايش يافته جنوبي آن، باعث بوجود آمدن منطقه‌اي شاخص شده است و عاملي جهت اشراف محوطه چغازنبيل بر كل منطقه گرديده، اين مسئله ظاهراً از نظر شهرسازان ايلامي دور نمانده است. محوطه تاريخي چغازنبيل تقريباً به جز موارد خاص و جزيي نسبت به مناطق پيرامون، حالت يكپارچگي و بكر بودن خود را حفظ نموده است. اين حالت به علت قرار داشتن بر روي تاقديس سردارآباد، بوجود آمده است. از جمله نكات قابل توجه، استقرار و ساخت شهر مذهبي دوراونتاش در نزديكي رودخانه و بيشه‌زار طبيعي دز است. نزديكي به رودخانه براي استفاده بهينه از آب، براي شرب، كشاورزي، ساخت و ساز و غيره از جمله موارد مهمي بوده كه هم اكنون نيز همچنون گذشته عاملي جهت تجمع‌هاي انساني در كنار رودخانه‌ها است. رود دز يكي از مهمترين رودخانه هاي استان خوزستان بوده و انشعابات متعددي دارد. شعبه اصلي رود دز از كنار معبد چغازنبيل مي‌گذرد، فاصله آن از دوراونتاش حدود دو كيلومتر است. اين رود توسط جنگلي گرمسيري و نيمه گرمسيري معروف به جنگل دز احاطه شده است. در حدود 45 كيلومتري چغازنبيل، رود ديگري به نام رود كرخه جريان دارد كه جنگلي به نام جنگل كرخه آن را احاطه كرده است.

تاريخچه حفاري: در فاصله سالهاي1930 تا1940 ميلادي با توجه به فعاليت‌هاي گسترده شركت‌هاي نفتي خارجي در منطقه و بررسي‌هاي زمين‌شناسي كه توسط كارشناسان اين شركت‌ها صورت مي‌گرفته، يكي از كارشناسان شركت نفت در محوطه چغازنبيل، آجرنوشته‌اي مي‌يابد و آن را به هيئت باستان‌شناسي مستقر در شوش به سرپرستي دومكنم تحويل مي‌دهد. خواندن اين آجرنوشته امكان شناخت يكي از شهرهاي ايلامي به نام دوراونتاش را فراهم مي‌كند. پس از دومكنم، گيرشمن باستان‌شناس فرانسوي حفاري‌هاي چغازنبيل را ادامه مي‌دهد. وي در مقدمه جلد اول كتاب ‌چغازنبيل چنين آورده كه "من در سال1950 تصميم خود را گرفتم و ازسال1951 تا 1962به موازات كاوش‌هاي انجام شده در شوش، نُه فصل حفاري پي در پي انجام گرفت". با آغاز فعاليت پايگاه حفاظت و مرمت چغازنبيل در سال 1378 خورشيدي، باستان‌شناسي ايـن پايگـاه به سرپرستي دكـتر بهـزاد مفيـدي دسـت به مطـالعـات مجـدد در اين مجموعه زد.

 

محوطه تاريخي چغازنبيل (دوراونتاش): شهر باستاني دوراونتاش يا محوطه تاريخي چغازنبيل در قـرن سيزده پيش از ميـلاد توسـط "اونتاش نپيريشا" پادشاه ايلامي ساخته شده است. فضـاهاي اين شهر را سه حصـار متحدالمـركز تفكيـك مي كنند كه در مركز آنها يك معبد مطبق يا به اصطلاح باستان، "زيگورات" جـاي دارد. در طراحي شهر، فضاي بين حصارهاي بيروني و مياني عمدتاً به كاخها و خانه‌هاي شهر اختصاص داشته، بطوريكه سه كاخ در گوشه شرقي و در مجاورت دروازه شاهي بنا شده است. حد فاصل بين حصارهاي مياني و دروني به محله مقدس معروف و براي معابد خدايان مختلف در نظر گرفته شده بوده است. اكثر معابد نيز در اين بخش كشف شده‌اند. فضاي محصور در حصار دروني اختصاص به معبد مطبق يا زيگورات داشته است. اين شهر در سال640 پيش از ميلاد توسط آشورباني پال، پادشاه آشور تصرف و ويران شد. كاوش‌هاي گسترده در اين محوطه باستـاني توسـط رومـن گـيرشمن، باستان‌شناس فـرانسـوي در دهه‌هاي پنجاه و شصت ميلادي صورت گرفت. در سال1979 چغازنبيل با شماره 113 در فهرست جهاني يونسكو ثبت گرديده است. آثار معماري موجود در اين محوطه به ترتيب زير مي‌باشد.

زيگورات: "زيگورات" كلمه اكـدي است كه در بين النهـرين و ايلام براي معـابد مطبـق استفـاده مي شده است. زيگورات چغازنبيل داراي طرحي مربع شكل بوده كه طول هر ضلع آن حدود 105 متر است. مصالح اصلي در برپاسازي آن و همچنين ساير بناهاي اين مجموعه خشت و آجر مي‌باشد. هسته مركزي طبقات زيگورات تماماً از خشت تشكيل شده كه  با روكشي از آجر پوشانده شده است. پلكاني مركزي در چهار سوي بنا قرار داشتند كه به طبقه اول منتهي مي‌شدند. براي صعود به طبقات بالاتر از پلكان ضلع جنوب غربي استفاده مي‌شده است. اين زيگورات به دوتن از مهمترين خدايان ايلام يعني اينشوشينك و نپيريشا اهدا شده كه معابد اصلي آنها در بالاي اين بنا واقع بوده‌اند.

 


تعدادي از اشياء مكشوفه در محوطه تاريخي چغازنبيل

  1. اشياء فلزي
    • تبر مفرغي : تبـر مفــرغي به طـول 12.3 سانتيمتر در معبـد كيريريشا (معبد مياني از مجموعه معابد شمال غربي در حصار دروني) يــافت شـده است. ايـن تبـر داراي جـاي دسته اي به شكل شير مي باشد كه رو به تيغه دارد. روي تيغه تبر كتيبه‌اي با نام اونتاش نپيريشا نوشته شده است. پشت سر شير (جاي دسته) مزين به مجسمه گراز نشسته از آلياژ تركيبي طلا و نقره است.
  2. اشياء لعابدار
    • مجسمه گاونر: در هنگام خاكبرداري از روي پله‌هاي پلكان شمال‌شرقي، قطعاتي از يك مجسمه گاو نر بزرگ لعابدار بدست آمد. جنس مجسمه، سفال با لعاب آبي رنگ است. در پشت حيوان كتيبه‌اي در 16 سطر و به زبان ايلامي از اونتاش نپيريشا وجود دارد. ارتفاع آن تقـريبـاً 1.53 متـر و طـولش معـادل 1.05 متـر مي‌باشد.
    • مجسمه شير – عقاب : اين مجسمه (حيـوان افســانه اي) تركيبي از شير و عقـاب بوده كه داراي پوشش لعاب آبي رنگ اسـت. روي كــمر آن كتيـبه اي به خط ميخـي ديـده مي شود. اين مجسمه پيش از جنگ تحميلي در موزه شوش نگهداري مي شد كه متأسفانه بر اثر اصابت گلوله توپ دشمن كاملاً متلاشي و اكنون قطعات آن در يكي از انبارهاي اداره ميراث فرهنگي شوش نگهداري مي شود.
  3. اشياء تزييني
    • گل‌ميخ و ميخ‌سفالي : گل ميخ ها و ميخ هاي سفالي زيادي در كاوشهاي دوراونتاش بدست آمده است كه اكثر آنها داراي كتيبه‌اي به نام اونتاش نپيريشا مي‌باشند. اين اشياي تزئيني، در فرمها و اندازه هاي مختلفي ساخته شده و بـرخـي از آنها لعابدار و بعضي سفالينه‌هاي ساده اند. رنگ لعابها بيشتر فيروزه‌اي، سبز و رنگ سفالها بلوطي يا خرمايي است. اين اشياء احتمالاً بيشتر در تزئينات بناها و يا در انجام مراسم مذهبي كـاربرد داشته‌اند.
    • شيشه : پيدا شدن خمير شيشه در دوراونتاش، نشان از آشنايي ايلاميان با صنعت شيشه‌گري دارد. ميله‌هاي شيشه در تزئينات، روي درب‌هاي چوبي به كار مي‌رفته است. اين ميله‌ها احتمالاً به شكل مورب و در قالب قرينه همديگر در يك طرف درب چوبي قرار مي‌گرفتند.
  4. مصالح كاربردي
    • آجرنبشته (كتيبه) : ترجمه كتيبه: من اونتاش نپيريشا با آجرهاي طلايي (رنگ)، نقره اي (رنگ)، سنگ هاي عقيق سياه، سنگ هاي سفيد اين معبد مطبق را ساختم و به خدايان نپيريشا و اينشوشينك از محله مقدس هديه كردم. كسي كه )آن را( ويران كند و كسي كه آجرهاي آنرا منهدم كند، كسي كه طـلا و نقره اش را، سنگ هاي عقيق سياه، سنگهاي سفيد و آجرهايش را بردارد و به محل ديگري ببرد، باشد كه نفرين خدايان محله مقدس نپيريشا، اينشوشينك و كيريريشا برسرش نازل شود و باشد كه نسل او در زير خورشيد برچيده شود.
    • كلون و پاشنه سنگي درب : در چغازنبيل از پاشنه و كلون هاي سنگي براي درب هـاي پرستشگاه ها استفـاده مي شـد. محـور چرخشي درب ها كه به يك پاشـنه سنـگي منتهـي مي شد، در يك كاسه سنگي كه حكم لولا را داشت، فرو مي رفت. براي بستن درب و انداختن پشت بند آن و كلون كردن لنگه آن، جا كلوني در سنگ بزرگي وجود داشته كه بخش عمده‌اي از آن در ديوار فرو مي رفته است.
  5. اشياء سفالين
    • جام ته دكمه اي - ظرف سفالين : از اشياء سفالين بدست آمده از حفاري هاي اخير در محوطه چغازنبيل به جام هاي ته دكمه‌اي و ظروف سفالين مي توان اشاره كرد. جام ها داراي پايه اي مدور، گردن بلند، استوانه‌اي و شكم كشيده هستنـد. به نظـر مي‌رسد كه اين ظروف براي مصرف مايعات به كار مي‌رفتند.
  6. ردپا و مُهر
    • ردپاي انسان و جانوران: در محوطه تاريخي دوراونتاش مي توان ردپاهاي جانوران مختلف و انسانهاي دوره ايلام را بر روي آجر مشاهده كرد. اين ردپاها در معابد، صحنها و صفه‌هاي زيگورات و يا حتي بر روي آجرفرشهاي محــوطه ديده مي شوند. به جز انسان، ساير ردپاهــا مربوط به خـانواده هـاي سگ سانان، خـوك‌سـانان  و گربه سـانان مي باشد.
    • اثر مهر: از دوراونتاش مهرهاي استوانه‌اي فراواني بدست آمده است. اين مهرها از مواد گوناگوني چون خمير شيشه، بدل چيني، قير معدني  ساخته شده‌اند.اين مهرها شامل تصاويري در رابطه با خدايان، مراسمات مذهبي و حيوانات است.

 

1ـ اشياء فلزي (تبر مفرغي)

 

2ـ اشياء لعابدار (مجسمه گاونر و مجسمه شير ـ عقاب)

 

3ـ اشياء تزييني (گل‌ميخ، ميخ‌سفالي و شيشه)

   

4ـ مصالح كاربردي (آجرنبشته (كتيبه))

5ـ اشياء سفالين

 

6ـ ردپا و مُهر